کاربری ملک
یک کارشناس ارشد حقوق عمومی با اشاره به اینکه گسترش زندگی شهرنشینی و افزایش تعداد جوامع شهری آثار و تبعات متعدد و مختلفی داشته است، در بیان یکی از مهم ترین این آثار خاطرنشان میکند: ضرورت ایجاد یک مدیریت مستقل برای ایجاد نظم و انضباط در شهر جهت به وجود آمدن آسایش در زندگی شهروندان غیرقابل انکار است.
حبیب کیانی به «حمایت» می گوید: بدون شک این وظیفه مهم و خطیر به عهده شهرداری گذارده شده است و به جرات میتوان گفت که شهرداری اصلیترین متولی مدیریت شهری است و سایر نهادها و ارگانها باید شهرداری را در این وظیفه سنگین یاری دهند. یکی از مصادیق ایجاد نظم در یک جامعه شهری، جداسازی واحدهای مسکونی از واحدهای اداری، تجاری و صنعتی است. طبیعتا جایی که برای سکونت اختصاص داده میشود، باید از یک آرامش نسبی برخوردار باشد تا بتوان از این آرامش برای استراحت و در کنار خانواده بودن استفاده کرد. اما طبیعت اماکن تجاری و اداری و صنعتی رفت و آمدهای بسیار، سر و صدا، شلوغی و… است که به هیچ عنوان با اماکن مسکونی سنخیت ندارد. به همین خاطر یکی از وظایف شهرداری به عنوان متولی مدیریت شهری، تعیین واحدهایی برای سکونت و واحدهایی برای کسب و کار است. در همین خصوص شهرداری هنگامی که برای ساخت یک بنا پروانه و مجوز ساخت میدهد در پروانه صادره نوع کاربری ساختمان را قید میکند.
تعیین نوع استفاده در پروانههای ساختمانی
این مدرس دانشگاه یکی از وظایف مهم شهرداری را تعیین کاربری ساختمانهای احداثی بیان میکند و خاطرنشان میکند: بر اساس قانون، از یک واحد آپارتمان احداثی، منحصرا همان استفادهای میتواند انجام بگیرد که در کاربری قید شده است.
کیانی توضیح میدهد: تبصره بند ۲۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری، وظیفهای خطیر را به عهده شهرداریها گذاشته است. «شهرداری در شهرهایی که نقشه جامع شهر تهیه شده، مکلف است طبق ضوابط نقشه مذکور در پروانههای ساختمانی، نوع استفاده از ساختمان را قید کند. در صورتی که بر خلاف مندرجات پروانه ساختمانی در منطقه غیرتجاری محل کسب یا پیشه و یا تجارت دایر شود، شهرداری مورد را درکمیسیون مقرر در تبصره یک ماده ۱۰۰ این قانون مطرح میکند و کمیسیون در صورت احراز تخلف مالک یا مستاجر، با تعیین مهلت مناسب که نباید از ۲ ماه تجاوز کند، در مورد تعطیلی محل کسب یا پیشه و یا تجارت ظرف مدت یک ماه تصمیم میگیرد. این تصمیم به وسیله ماموران شهرداری اجرا میشود و کسی که عالما از محل مزبور پس از تعطیلی برای کسب و پیشه و یا تجارت استفاده کند، به حبسجنحهای از ۶ ماه تا ۲ سال و جزای نقدی از ۵ هزار و ۱ ریال تا ۱۰ هزار ریال محکوم خواهد شد و محل کسب نیز دوباره تعطیل میشود. «دایر کردن دفتر وکالت و مطب و دفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتر روزنامه و مجله و دفتر مهندسی به وسیله مالک از نظر این قانون استفادهتجاری محسوب نمیشود.»
استفاده در غیر موضوع کاربری
این کارشناس ارشد حقوق عمومی توضیح میدهد: تغییر کاربری عبارت است از استفاده از ساختمان بعد از احداث به نوعی غیر از آنچه در محتوای طرحها و پروانه ساختمان قید شده است. با این توضیح معلوم میشود همیشه تخلف تغییر کاربری مربوط به نوع مذکور در پروانه بنا نیست. بلکه ممکن است ساختمانی بدون پروانه احداث شود و نیز بعد از احداث برخلاف نوع کاربری تعیین شده در طرحهای شهرسازی مربوط به منطقه وقوع ساختمان مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
کیانی میگوید: رایجترین این تخلف ها مربوط است به دایر کردن واحدهای تجاری در منطقه غیرتجاری و بهرهبرداری از ساختمانهای مسکونی به صورت اداری است. طبق آمارهای اعلام شده، استفاده از املاک در غیر از آن چیزی که در کاربری قید شده است، بالاترین تخلفات ساختمانی است. آنچه بسیار شایع است، از واحدهای با کاربری مسکونی که طبیعتا قیمت آنها بسیار پایینتر از سایر کاربریها است، استفاده اداری یا تجاری میشود.
راهکار قانونی تغییر کاربری
این مدرس دانشگاه بعد از توضیح مفهوم تغییر کاربری بدون مجوز، به بیان راهکار قانونی تغییر کاربری ملک میپردازد و میگوید: برای اینکار اخذ نظریه و ارایه موافقت اصولی، در صورت تغییر کاربری از مسکونی به بهداشتی، ورزشی، فرهنگی و هتل از متولیان امر شامل: وزارت بهداشت، اداره کل تربیت بدنی، وزارت ارشاد و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری لازم است. علاوه بر آن باید نظریه مهندسان مشاور منتخب منطقه، ارایه آلبوم نقشههای معماری به همراه جدول سطح و سطوح کاربریهای هر طبقه که به تایید متولیان طرح رسیده و توسط منطقه مربوط کنترل کلی شده است، پرونده شهرسازی ملک مورد نظر، الصاق تصویر توافقنامههای مربوطه در صورتی که پیشتر با مالکان توافق به عمل آمده باشد، نظریه مهندسان مشاور اعلام ضرایب K ، T (در مناطق ۴ الی ۲۰) چنانچه تقاضای بلند مرتبهسازی بیش از ۱۰ طبقه روی زمین و یا ۳۵۰ درصد تراکم وجود داشته باشد لازم است.
کیانی ادامه میدهد: یکی دیگر از مدارکی که در این خصوص نیاز به آن وجود دارد، گزارش کامل مهندسان مشاور تهیه کننده طرح به همراه نقشههای طرح تفصیلی، نقشههای وضع موجود و نقشههای پیشنهادی در مقیاس ۲۰۰۰/۱ جهت بررسی طرحهای تفصیلی و طرحهای موضعی پیشنهادی یا پروژههای شهرسازی و پروژههای در اراضی با مساحت بیش از ۱۰ هزار مترمربع که توسط شهرداری مناطق و سایر موارد ذیربط به امور معاونت فنی دبیرخانه کمیسیون ماده ۵ ارسال میشود. به انضمام گزارش و نظریه اداره کل برنامهریزی و طرحهای شهرسازی به منظور بررسی پروژههایی با مشخصات مشروحه فوق و تعیین کاربری اراضی فاقد کاربری (محدوده های بالای ۳ هزار مترمربع) است. همانطور که مشاهده میشود، صلاحیت تغییر کاربری در اختیار شهرداری است و مدارک و اسناد مختلفی برای موافقت با آن لازم است.
اجرای احکام
یک وکیل دادگستری نیز در رابطه با مقررات قانونی راجع به کاربری ملک، ذکر چند نکته را مهم میداند. وی می گوید: نخست اینکه برای تصمیمگیری کمیسیون و تعطیل واحدهای تجاری مورد بحث، مهلتهای ۲ ماهه و ۱ ماهه مندرج در تبصره با عباراتی بیان شده که به لحاظ طرز تنظیم اشتباه برانگیز است و پس از دقت کافی و توجه به سایر موارد احکام معلوم میشود که مهلت ۱ ماه برای رسیدگی و صدور رای به وسیله کمیسیون بعد از ارجاع پرونده است و مدت ۲ ماه مهلت مناسب است که پس ازابلاغ رای برای تعطیل واحد خلاف در نظر گرفته شده است.
علی زمانیان در بیان دومین نکته توضیح میدهد: نکته دوم به طریقه اجرا مربوط است ؛ به نظر میرسد چنانچه در مهلت ۲ ماهه مذکور مفاد رای به وسیله خود مالک یا مستاجر به اجرا گذارده شود، نیازی به اقدامات اجرایی ماموران شهرداری نباشد. چنانچه ذینفع تمکین نکند، چاره کار درنهایت اجرای مفاد رای به وسیله ماموران شهرداری است. از عبارت قانون به سختی میتوان این ترتیب را استنباط کرد، ولی نگرش دقیق به مجموع اوضاع و احوال حاکم بر ترتیب فوق دلالت دارد.
نکته سومی که این کارشناس حقوقی مورد اشاره قرار میدهد، مربوط به مجازات کیفری است که مقنن برای دایر کننده عامد و عالم واحد تجاری بعد از تعطیل اولیه منظور کرده است.
وی میگوید: از میزان مجازات حبس و غرامت (نه جریمه) معلوم میشود که قانونگذار توجه کافی به توالی فاسد این نوع اقدام جسورانه متخلفان داشته است. به اضافه صلاحیت رسیدگی در این مرحله به جای کمیسیون با دادسرا و دادگاه کیفری محل وقوع جرم است و غرامت مورد حکم به خزانه دولت واریز خواهد شد نه به حساب شهرداری. آنچه مسلم به نظر میرسد اینکه اجرای احکام کیفری پس از قطعیت در این مورد نیز با دادسرای محل خواهد بود و ماموران شهرداری صلاحیت اجرای آن را ندارند.
استثناهای قانونی
این وکیل دادگستری در ادامه به استثنائاتی که در این خصوص وجود دارد اشاره میکند و می گوید: البته قانونگذار در ذیل تبصره قانونی که بدان اشاره شد استثنائاتی نیز برای این حکم خود قایل شده است. براین اساس یک سری مشاغل استثنا هستند و میتوانند از واحدهایی با کاربری مسکونی جهت فعالیتهای خود که جنبه اداری و تجاری دارند، استفاده کنند. اما از آنجا که این استثنا بر خلاف اصل است، فقط در صورتی اجرا خواهد شد که مالک اینگونه املاک بخواهد برای وکالت یا طبابت و … از این واحدها استفاده کند و شخصی غیر از مالک اعم از مستاجر یا غیر مستاجر حق چنین بهرهبرداری را نخواهد داشت.
زمانیان ادامه میدهد: در همین زمینه یک رای وحدت رویه از دیوان عدالت اداری صادر شده است؛ «سیاق عبارات تبصره ذیل بند ۲۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری در باب عدم جواز تخطی از مندرجات پروانه ساختمانی و دایر کردن محل کسب و پیشه و تجارت در محل غیر تجاری توسط مالک یا مستأجر و صراحت منطوق قسمت آخر تبصره مذکور که مقرر داشته “…. دایر کردن دفتر وکالت و مطب ودفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتر روزنامه و مجله و دفتر مهندسی وسیله مالک از نظر این قانون استفاده تجاری محسوب نمیشود.” مفید اختصاص حکم اشاره شده اخیر مقنن به مالک و مباشرت مستقیم او در استفاده از حق مذکور است». مقصود این رای این است که در اینجا فقط و تنها فقط وقتی مالک، خودش از ملک برای این کارها استفاده میکند، میتواند از این استثنای قانونی بهرهمند شود.
برداشت آخر
گسترش جمعیت شهری باعث شده است که قوانین و مقررات مخصوصی برای ایجاد نظم در جامعه وضع شود. یکی از این مقررات در مورد چگونگی استفاده از واحدهای احداثی است. بر اساس قانون از هر واحد ساختمانی فقط باید طبق کاربری مذکور در پروانه ساخت استفاده شود. در صورتی که از این ضابطه تخلفی صورت گیرد، شهرداری موظف است نسبت به برخورد قانونی با متخلف اقدام کند. در این میان برخی مشاغل استثنا هستند که استفاده از این استثنا نیز تابع شرایط خاص و ویژه است که مهمتر از همه چیز باید توجه داشت؛ دایر کردن دفتر وکالت، مطب، دفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق، دفتر روزنامه و مجله، دفتر مهندسی به وسیله مالک از نظر قانون استفاده تجاری محسوب نمیشود بنابراین این امتیاز اختصاص به مالک دارد و مشروط به مباشرت مستقیم او در استفاده از حق مذکور است.
برگرفته از حمایت
طرق مختلف وصول وجه چک
یک وکیل دادگستری با بیان این که قانون صدور چک اصلاحی سال ۱۳۸۲، سه طریق برای وصول وجه چک پیشبینی کرده است میگوید: این سه طریق عبارتند از مراجعه به محاکم، حقوقی
طرح شکایت در دادسرا و تقاضای صدور اجراییه از اداره ثبت.
مجتبی زمانی در توضیح استفاده از این طرق میگوید: دارنده چک در انتخاب هر یک از طرق فوق برای وصول چک دارای اختیار است. چنانچه دارنده بخواهد از طریق حقوقی یا کیفری اقدام کند ناگزیر باید به مراجع قضایی مراجعه کرده و طرح
دعوا کند.
وی میافزاید: پیگیری دعوای چک در محاکم قضایی، تابع قواعد و تشریفات دادرسی مدنی و کیفری است و دارنده چک باید این تشریفات را رعایت کند. بدیهی است در صورت عدم رعایت تشریفات مزبور، دارنده چک محکوم به بیحقی خواهد شد.
این کارشناس حقوقی با اشاره این که دارنده چک علاوه بر پیگیری قضایی میتواند برای وصول مطالبه چک به اداره ثبت نیز مراجعه کند، میگوید: البته باید توجه داشت که چنانچه دارنده مسیر اجرای ثبت را برای وصول طلب خود انتخاب کند، دیگر نمیتواند از طریق مراجعه به محاکم حقوقی علیه صادرکننده اقامه دعوا کند. لیکن اقدام اجرایی در اداره ثبت مانع از اعلام جرم و اقدام کیفری علیه صادر کننده نمیباشد.
زمانی ادامه میدهد: مطابق قانون صدور چک کسی که چک در وجه او صادر شده است یا به نام او پشتنویسی شده یا حامل چک همچنین قائممقام ایشان حق دارند به اجرای ثبت مراجعه و صدور اجراییه را درخواست کنند. عملیات اجرایی فقط علیه صادرکننده چک صورت میپذیرد. بنابراین دارنده چک نمیتواند از طریق اجرای ثبت، علیه پشت نویسان و ضامنان چک اقدام کند.
امتیازهای مطالبه وجه چک از طریق اجرای ثبت
این وکیل دادگستری اضافه میکند: مطالبه وجه چک از طریق اجرای ثبت، امتیازی است که قانونگذار برای چک در نظر گرفته است. ماده ۲ قانون صدور چک در این ارتباط بیان میدارد:«چکهای صادره عهده بانکهایی که طبق قوانین ایران در داخل کشور دایر شده یا میشوند، همچنین شعب آنها در خارج از کشور در حکم اسناد لازمالاجراست و دارنده چک در صورت مراجعه به بانک و عدم دریافت تمامی یا قسمتی از وجه آن به علت نبودن محل و یا به هر علت دیگری که منتهی به برگشت چک و عدم پرداخت شود، میتواند طبق قوانین و آییننامههای مربوط به اجرای اسناد رسمی، وجه چک یا باقی مانده آنرا از صادر کننده وصول کند.
این وکیل دادگستری در ادامه اظهار میدارد: سند لازمالاجرا سندی است که اجرای مفاد آن نیاز به مراجعه و اخذ حکم از محکمه ندارد، مانند سند نکاحیه که زوجه به استناد آن میتواند با مراجعه به اداره ثبت، مهریه را از زوجه مطالبه کند.
نحوه تشکیل پرونده در اجرای ثبت
این کارشناس حقوقی در خصوص تشکیل پرونده در اجرای ثبت میگوید: چنانچه دارنده چک بخواهد وجه چک را از طریق اداره ثبت وصول کند، باید پس از حصول سررسید، چک را به بانک محالعلیه برده و گواهی عدم پرداخت را از بانک دریافت کند. بانک محالعلیه باید ضمن صدور گواهی عدم پرداخت چک، مطابقت امضای صادرکننده چک را با نمونه امضای موجود در بانک گواهی کند. در غیر این صورت اداره ثبت به درخواست دارنده چک مبنی بر صدور اجراییه ترتیب اثر نخواهد داد.
زمانی میافزاید: پس از اخذ گواهی عدم پرداخت، دارنده چک باید از اصل چک و گواهی عدم پرداخت آن فتوکپی تهیه و آن را تصدیق(برابر با اصل) کند. علاوه بر مدارک یاد شده در هنگام مراجعه به اجرای ثبت، تقاضانامه مخصوصی به دارنده چک داده میشود که دارنده چک باید آن را تکمیل و به همراه سایر مدارک به اداره اجرا تحویل دهد. لازم به ذکر است که درخواست صدور اجراییه از ثبت محلی که بانک طرف حساب صادرکننده چک در آن محل واقع است به عمل میآید.
اداره اجرا پس از اخذ اصل چک و گواهی عدم پرداخت آن و تشکیل پرونده وسیله مبنی بر تحویل مدارک به دارنده تحویل خواهد داد.
اقدام های اجرایی
این کارشناس حقوقی با اشاره به اقدام های اجرایی در این مرحله میگوید: اداره اجرایی پس از تشکیل پرونده مفاد اجراییه را به صادرکننده چک ابلاغ میکند. بدهکار مکلف است ظرف مدت ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجراییه بدهی خود را پرداخته یا مالی را به اداره اجرا معرفی کند. در صورتی که بدهکار قادر به اجرای مفاد اجراییه نباشد، باید ظرف همین مدت صورت جامعی از دارایی خود تهیه و به مامور اجرا تحویل دهد. در صورتی که بدهکار به اختیار خود بدهی را بپردازد، دارنده چک میتواند با معرفی اموال وی به اداره اجرا بازداشت اموال و درنهایت وصول طلب را از این محل تقاضا کند.
زمانی در ادامه به مستثنیات دین اشاره میکند و میگوید اموالی که توسط دارنده چک به اجرای ثبت معرفی می شود باید جزو مستثنیات دین نباشد و گر نه اداره اجرا از توقیف آن خودداری خواهد کرد. همچنین در صورتی که طلبکار احتمال بدهد که بدهکار قصد خروج از کشور را دارد، میتواند طی درخواستی تقاضای ممنوعالخروج شدن وی را از کشور کند. در این صورت اداره اجرا مراتب ممنوعالخروجی بدهکار را به مراجع ذیربط اطلاع
خواهد داد.
این وکیل دادگستری اضافه میکند: پس از این که اموال مورد نظر توسط اداره اجرا بازداشت شد، قیمتگذاری شده و از طریق مزایده به فروش خواهد رسید و از محل فروش اموال بدهکار، طلب دارنده چک و خسارات وی و هزینه اجرایی پرداخت میشود و چنانچه مازادی داشته باشد، مازاد به بدهکار مسترد خواهد شد.
مزایای پیگیری چک در اجرای ثبت
یک وکیل دادگستری به مزایای پیگیری چک در اجرای ثبت اشاره میکند و میگوید: عملیات اجرایی در اداره ثبت معمولا با سرعت بیشتری، پیگیری قضایی دارد. اقدام های قضایی معمولا تابع تشریفات خاص دادرسی است، در حالی که اقدام از طریق ثبت، تابع این تشریفات نبوده و سرعت بالاتری دارد.
محمد نوری همچنین اظهار میدارد: اقدام از طریق اجرای ثبت، مقید به زمان خاصی نیست و دارنده، همیشه این فرصت را دارد تا با مراجعه به اداره اجرا، تقاضای صدور اجراییه کند. اما در صورتی که دارنده بخواهد از طریق کیفری علیه صادرکننده شکایت کند باید ظرف مدت ۶ ماه از تاریخ صدور چک اقدام به اخذ گواهی عدم پرداخت کرده و ظرف ۶ ماه از تاریخ اخذ گواهی عدم پرداخت نیز اقدام به طرح شکایت کند و الا حق شکایت کیفری او از بین خواهد رفت.
این کارشناس حقوق خصوصی همچنین یادآور میشود که عدم رعایت برخی قواعد مندرج در قانون تجارت، از سوی دارنده موجب میشود در هنگام طرح دعوای حقوقی، هزینههای بیشتری به وی تحمیل شود. اخذ خسارت احتمالی در هنگام درخواست توقیف اموال، نمونهای از این هزینههاست.
وی ادامه میدهد: برای مراجعه به اداره ثبت و درخواست صدور اجراییه نیاز به ابطال تمبر نیست در حالی که برای پیگیری قضایی به خصوص پیگیری حقوقی، دارنده باید هزینه تمبر را بپردازد و گرنه دادخواست وی به جریان نخواهد افتاد. ذکر این نکته ضروری است که چنانچه دارنده چک پس از صدور اجراییه در اجرای ثبت بخواهد لاشه چک را مسترد کند باید هزینههای اجرایی را بپردازد.
وی یکی دیگر از مزایای پیگیری چک در اجرای ثبت را کاهش تراکم پروندهها عنوان میکند و میگوید: به طور کلی مراجعه به مراجع غیرقضایی از جمله اداره ثبت، موجب کاهش تراکم پروندهها در دادگستری شده و باعث میشود اوقات دادگستری صرف امور مهم و پیچیده حقوقی شود.
معایب پیگیری در اجرای ثبت
این کارشناس حقوقی در ادامه به معایب پیگیری در اجرای ثبت اشاره میکند و میگوید: اقدام اجرایی از طریق اداره ثبت فقط علیه صادرکننده صورت میپذیرد و دارنده نمیتواند بازداشت اموال سایر مسئولان چک را از اداره ثبت تقاضا کند. در حالی که دارنده میتواند با مراجعه به محاکم دادگستری، علیه تمامی مسئولان چک اعم از صادر کننده، ظهرنویسان و ضامنان چک اقدام کند.
وی میافزاید: اقدام از طریق اداره اجرا فاقد جنبه کیفری است و یک اقدام غیرقضایی به شمار میرود. در حالی که اقدام قضایی میتواند واجد جنبهی کیفری بوده و در نهایت منجر به تعیین مجازات برای صادرکننده شود. واضح است که ترس از تحمل کیفر، موجب میشود تا بدهکار سریعتر نسبت به پرداخت دین خود اقدام کند.
این وکیل دادگستری از دیگر معایب پیگیری در اجرای ثبت را عدم اعمال ماده ۲ محکومیتهای مالی عنوان میکند و میگوید: در صورت اقدام از طریق اجرای ثبت و عدم شناسایی مال از بدهکار، دارنده چک نمیتواند تقاضای اعمال ماده ۲ نحوه اجرای محکومیتهای مالی یا بازداشت بدهکار را کند. در حالی که در رسیدگیهای قضایی چنانچه از بدهکار اموالی شناسایی نشود، دارنده چک میتواند با درخواست اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، حبس محکومعلیه را تا زمان پرداخت بدهی تقاضا کند.
هر چند که اجرای قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی در حال حاضر با محدودیتهایی مواجه شده است، لیکن در مواردی که بدهکار با وجود تمکن مالی از ادای دین خود استنکاف میورزد توسل به قانون یاد شده میتواند برای دارنده چک راهگشا باشد.
وی همچنین بیان میدارد که چنانچه امضای مندرج در چک با نمونه امضای بانکی صادرکننده مغایرت داشته باشد، امکان اقدام از طریق اجرای ثبت وجود نخواهد داشت. در صورتی که عدم مغایرت امضای صادر کننده میتواند یکی از علل مسئولیت وی در رسیدگی های حقوقی و کیفری باشد.
با توجه به آنچه کارشناسان حقوقی در گفتوگو با «حمایت» مورد تاکید قرار دارند، در میان روشهای مختلفی که دارنده برای وصول وجه چک در صورت عدم پرداخت آن در پیش دارد، مراجعه به اداره ثبت راحت تر و سریع تر به نظر می رسد.
مزیت دیگری که این روش دارد این است که نیازی به ابطال تمبر ندارد. اما در کنار آن برخی محدودیتها نیز در انتظار دارنده چک خواهد بود. از جمله عدم امکان اعمال ماده ۲ قانون اجرای محکومیتهای مالی است.
آیین ویژه دادرسی در دعوای ورشکستگی
آیین ویژه دادرسی در دعوای ورشکستگی
سخنرانی آقای دکتر کلانتریان راجع به دعوای ورشکستگی برای کارآموزان وکالت کانون مرکز
در قالب PDF با حجم 686.7 کیلوبایت
معامله به قصد فرار از دين
مبحث اول :
در اين مبحث ضمن سه گفتار مختصر، به بررسي تحول قانون گذاري معامله به قصد فرار از دين و تفاوت ماده ۲۱۸ اصلاحي قانون مدني با ماده ۲۱۸ سابق و رابطه معامله به قصد فرار از دين و معامله صوري مي پردازيم .
گفتار اول : تحول قانونگذاري
قانون مدني ، در مورد معامله به قصد فرار از دين دچار تغيير و تحول شده است . ماده ۲۱۸ سابق قانون مدني به طور كلي مقرر كرده بود ((هرگاه معلوم شود معامله به قصد فرار از دين واقع شده است آن معامله نافذ نيست .)) اين ماده كه از ماده ۱۱۶۷ قانون مدني فرانسه اقتباس شده بود ، علي رغم فوايدي كه از حيث پاسداري از حقوق بستانكاران و مبارزه با نيت ناپاك مديون در محروم كردن بستانكاران از رسيدن به طلب خود در برداشت ، به گمان اينكه خلاف موازين شرعي است. در اصلاحيه ديماه ۱۳۶۱ از قانون مدني حذف گرديد و بدين سان خلاء چشم گيري به وجود آمد.به همين دليل قانونگذار مجدداً ماده ۲۱۸ قانون مدني را به اين شرح اصلاح نمود:)) هرگاه معلوم شود كه معامله با قصد فرار از دين به طور صوري انجام شده آن معامله باطل است .))
۱- بنظر مي رسد ، حذف ماده ۲۱۸ سابق قانون مدني از اين حيث صحيح است كه معامله به قصد فرار از دين در صورت رعايت شرايط اساسي صحت معاملات ، يك معامله واقعي است كه نسبت به طرفين و قائم مقام آنها صحيح و لازم الاجراء است . دعوي عدم نفوذ معامله به قصد فرار از دين مطابق ماده ۲۱۸ سابق قانون مدني كه ويژه طلبكاران است ، مخالف اصل صحت ( ماده ۲۲۳ ق.م ) و اصل لزوم ( ماده ۲۱۹ ق.م ) است . ولي همان طور كه گذشت ، به خاطر ملاحظات اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و همچنين جلوگيري از مباح ساختن حيله نسبت به طلبكاران كه به حق مظلوم واقع مي گردند، قانونگذار مجدداً ماده ۲۱۸ اصلاحي قانون مدني را وضع نمود
گفتار دوم : تفاوت ماده ۲۱۸ اصلاحي قانون مدني با ماده ۲۱۸ سابق قانون مدني
ماده اصلاحي با ماده منسوخ دو تفاوت اساسي دارد :
الف) شرط مخدوش بودن معامله شخصي كه به قصد فرار از دين معامله كرده است ، علاوه بر قصد فرار از دين ، صوري بودن معامله يعني غير واقع بودن آن است .
ب) در صورت احراز دو شرط صوري بودن و قصد فرار از دين ، معامله باطل است ، نه غير نافذ. زيرا قصد، عامل اساسي در هر عمل حقوقي است و آثار حقوقي را به وجود مي آورد . درنتيجه اگر ثابت شود كه دو طرف،معامله را آن گونه كه ظاهر نشان مي دهد انشاء نكرده اند، چنين عقدي اصولاً واقع نشده است .
گفتار سوم : رابطه ( معامله به قصد فرار از دين ) و ( معامله صوري)
ميان معامله به قصد فرار از دين و معامله صوري، رابطه عموم و خصوص من وجه وجود دارد :
الف) ممكن است معامله به قصد فرار از دين باشد ولي صوري نباشد. ماده ۶۵ قانون مدني مثال فرار از ديني است كه صوري نيست .
ب) ممكن است معامله صوري باشد ولي قصد فرار از دين در آن نباشد ، ماده ۴۶۳ قانون مدني مثال روشن اين مطلب است .
ج) ممكن است معامله اي هم صوري باشد و هم به قصد فرار از دين .(ماده ۲۱۸ قانون مدني مصوب ۴/۸/۱۳۷۰ ). در حال حاضر ، حكم معامله بند (ج) طبق ماده ۲۱۸ اصلاحي قانون مدني ابطال است و حكم معامله بند (ب) بي شك به علت فقدان قصد باطل است ، زيرا قصد انشاء از اركان اساسي عقد ، بلكه مهمترين ركن آن است و عقدي كه در آن قصد انشاء نباشد باطل و كان لم يكن است ، اعم از اين كه به انگيزه فرار از دين واقع شده باشد يا نه. فقهاي اسلامي با ذكر قاعده (( العقود تابعه للقصود ) و قانون مدني با بيان مواد مختلفي از جمله ۱۹۱ و ۱۹۵ به اين امر اشاره داشته اند .
از نص صريح ماده ۲۱۸ اصلاحي قانون مدني نمي توان حكم معامله بند (الف) را استخراج كرد . ولي بنظر مي رسد ، به كمك ماده ۶۵ قانون مدني و مواد ۴۲۴ و ۴۲۵ و ۵۰۰ قانون تجارت و ماده ۴ قانون نحوه اجراي محكوميت هاي مالي مصوب ۱۰/۸/۱۳۷۷ بتوان حكم اين معامله را به صورت ضمني استنباط كرد . زيرا مواد مزبور در موارد خاصي متضمن بيان حكم معامله به قصد فرار از دين هستند و هيچ خصوصيت منحصر به فردي در آنها وجود ندارد كه به معامله به قصد فرار از دين تسري داده نشوند . پس حكم اين معاملات با توجه به وحدت ملاك، غير نافذ است و آن ضرر ناروايي است كه به حقوق طلبكاران وارد مي شود . به عبارت ديگر حكم مقررات مزبور صحت است ، ولي به خاطر ضرري كه به حقوق طلبكاران وارد مي شود ، قانونگذار براي دفع مفسده و رعايت حقوق طلبكاران آنان را غير نافذ اعلام نموده است . پس چون معامله به قصد فرار از دين موجب تضييع حقوق طلبكاران است، مانند اين موارد غير نافذ است .
مبحث دوم : شرايط تحقق معامله به قصد فرار از دين
براي تحقق معامله به قصد فرار از دين بايد شرايطي فراهم گردد و در صورت فقدان يكي از اين شرايط نمي توان عليه مديون اقامه دعوا نمود .
گفتار اول : تشكيل معامله
مفهوم واژه معامله همانند واژه معامله مذكور در عنوان فصل دوم ( در شرايط اساسي براي صحت معامله ) و ماده ۱۹۰ قانون مدني ( براي صحت هر معامله شرايط ذيل اساسي است) و به قرينه مندرجات بندهاي ۱ و ۲ اين ماده كه قصد و رضا و اهليت را به طرفين معامله نسبت داده است و نيز مقررات مواد بعدي منحصراً شامل اعمال حقوقي دو طرفه يعني عقود مي باشد .
گفتار دوم : طلب بايد مسلم و قابل مطالبه باشد
طلب بايد مسلم بوده و مورد اختلاف نباشد و گرنه نياز به حكم دادگاه دارد. راي وحدت رويه قضائي شماره ۲۹ مورخ ۲۵/۱۰/۱۳۳۷ هيات عمومي ديوان عالي كشور و حكم تميزي شماره ۹۸۵ مورخ ۳۰/۴/۱۳۱۷ شعبه سوم ديوان عالي كشور مويد اين مطلب است . همچنين طلب قابل مطالبه بايد حال باشد
۸- ولي در خصوص اينكه طلبكار مي تواند به استناد طلب موجل اقامه دعوا نمايد نصي وجود ندارد. الا اين كه بنا به اعتقاد يكي از حقوقدانان كه ( از نظر اصول حقوقي، پذيرفتن دعواي طلبكار قوي تر به نظر مي رسد، زيرا دين موجل نيز حقي است مسلم ، جز اين كه اجراي آن بايستي به تاخير افتد ) اما به نظر مي رسد ، پذيرش طلب موجل باعث مشغول شدن محاكم دادگستري به امري مي شود كه هر لحظه احتمال مي رود ، مديون قبل از صدور حكم قطعي دين خود را بپردازد يا به طريقي بري الذمه گردد .
گفتار سوم : نفع طلبكاران در اقامه دعوي
طلبكار كه اقامه دعوا مي نمايد بايد توجه نمايد كه دعوايي كه او اقامه نموده است اگر نتيجه آن صدور حكم عليه مديون باشدقابليت اين را دارد كه سودي به او برساند .قاعده قديمي معروف فرانسوي ( نفع، مقياس دعاوي است و فقدان نفع ،فقدان دعوا) مبين اين شرط است . ماده ۲ قانون آئين دادرسي مدني، صريح بر اين معني است .
گفتار چهارم : قصد فرار از دين
طلبكار بايد ثابت كند كه انگيزه مديون از انجام معامله، فرار از دين بوده است و اين به دو طريق ثابت مي شود. اول به وسيله گواهاني كه اقرار او را بر اين امر شنيده اند،دوم به وسيله قرائني كه اين امر را مي رساند، از جمله فرا رسيدن موعد پرداخت ،نداشتن اموال ديگري،وضعيت معامله و امثال آن .
تشخيص ارزش چنين قرائني با دادگاه است زيرا ظواهري هستند كه به طور مستقيم به واقعيت دلالت دارد و قانون نيز آن را معتبر مي داند. (مواد ۱۳۲۱ و ۱۳۲۴ قانون مدني)همچنين به نظر مي رسد، اگر طرف معامله بدون آگاهي از اين امر مبادرت به انجام معامله نمايد ،آن معامله غير نافذ است زيرا اين حكم جنبه حمايتي از طلبكار متضرر را دارد. پس علم و جهل طرف معامله هيچ تاثيري بر اين مصلحت نبايد داشته باشد.
گفتار پنجم : ضرري بودن معامله
طلبكار هنگامي مي تواند مدعي معامله به قصد فرار از دين شود كه مديون هيچ مالي جهت پرداخت بدهي خود نداشته باشد زيرا با وجود اموال ديگر طلبكار مي تواند دين خود را استيفاء نمايد. پس معامله به قصد فرار از دين آخرين دارايي مديون را از يد او خارج مي سازد ،به طوري كه طلبكار نمي تواند به هيچ صورت ممكن دين خود را استيفاء نمايد .